♣♥ღ i§ ŁØV€ ღ♥♣
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار / منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار
بارون برای هیچ کس تکراری نمیشه . هر وقت بباره ، دوست داشتنیه . و تو برای من مثل بارونی !!! همیشه دوست داشتنی ..... و همیشه ..... این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند صحبت از فراموشی نیست صحبت از لیاقت است .... مادر نمــای قــدرت دنیـــای خلقـــت است مادر به مـا ز ایــزد یکتــا فضیـــلت است فـردوس را بــــه زیر قدمهـــاش مانده رب کـو را مقــام، بعــد خـــدا در عبـادت است مادر ای معنی ایثار ، تو گل باغ خدایی توی روزگار غربت ، با غم دل آشنایی مینویسم از سر خط ، ای معنی بودن منیویسم تا همیشه ، تویی لایق ستودن خدا از خاک عشق تو رو سرشته فـرســتـاده از آســمـون فـرشته تـا در آغــوش امـن خـود بـگـیـرم کـه ایـن یـک ذره جا مثـل بهشته کیست مادر؟ نقشه ایجاد ما کیست مادر؟ بانی بنیاد ما قلب او سرچشمه امید هاست سینه او مشرق خورشیدهاست تپشهای اهوراگون چشمانت تپشهایی که در شبهای بی پایان میان شطی از باران سکون << ساکت >> خوف و خطر را ارمغان می داد نشان از کاروان روشنی می داد و من ، جا مانده ام تنها به شوق مقدم گرم نفسهایت اهورایم غبار تیره ی تردید و وحشت را میان طشتی از خورشید خواهم شست و خواهم رفت .... ساده بگم که عشق من، باید تو قلبت بمیره فاصله بین من و تو، از اینجا تا آسموناست خیلی عزیزی واسه من، ولی زمونه بی وفاست قسم نخور که روزگار، به کام ما دوتا نبود به هرکی عاشقه بگو، غم که یکی دوتا نبود بگو تا وقتی زنده ام، نگاه تو سهم منه هرجای دنیا که باشی، دلم واست پر میزنه برای این دربه دری، تو بهترین گواهمی دروغ نگو، که میدونم همیشه چشم به راهمی
بیتو هم میشه سفر کرد حتی تا آخر دنیا بیتو هم میشه رها شد مثل خورشید روی دریا اما دیگه دل بریدم من همون عشق قدیمم ولی دل به تو نمیدم بذار این پنجره وا شه برو سایت رو بسوزون بذار خورشید مال ما شه به تو نفرین به تو نفرین ای عزیز دل سپرده عاشق قدیمیه تو پشت بی وفایی مرده بود یادت هم آغوشم ز هجرانت نبودی ببین زارو مدهوشم تو می گفتی وفا دارم چه شد کردی فراموشم ولی این قصه ی شیرین همیشه هست در گوشم چون رفتی ، به من گفتی مکن هرگز فراموشم تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست دل غریب من از گردش زمانه گرفت غم و غصه را فراری کنیم پس از خیسی باغ باران زده نگاهی به حس قناری کنیم بیا بقچه ای از غزل وا کنیم و در عاشقی بی قراری کنیم از این سوی شبها بیا تا بهار گل خنده را خواستگاری کنیم اگر غنچه ای مرد ، در سوگ او بیا بی صدا سوگواری کنیم خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو ميگذرد تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ...! ميگذرد ...! ميگذرد و باز هم ميگذرد ...! و تو را در صحنه ی سیاه خیال هایت رها ساخته ام وقتی خیال و خاطره باهم می آمیزند شاخه ها چه زلال می گریند چه زود گذشت و آخر شد ترانه های ماندگار زندگی اکنون من ماندم و من پشت حصارهای زمان درگیر خاطره های ماندگار هنوز غبار قدمهایت بر پنجره خانه نشسته است و من خیال ندارم آن را که تنها یادگار رفتنت هست از رواق پنجره ها بروبم طوری زندگی کن که بتوانند روی سنگ قبرت بنویسند متاسف نبود عاقل آنچه را که میداند نمی گوید آنچه را که می گوید میداند خردمند به کار خویش تکیه میکند و نادان به آرزوی خویش در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است بزرگان زاده نمی شوند ساخته می شوند فریبهای دو چشم تو شد آغاز فروغ و هستی ماه و ستارگان که نبود تو آمدی و همان لحظه ماه شد آغاز دوباره فصل زمستان ، دوباره محنت و درد هراس و دغدغه از این سه ماه شد آغاز تمام غربت من شانه ی تو را میخواست به لطف شانه ی تو تکیه گاه شد آغاز میان ماندن و رفتن ، درست آن لحظه گلایه های دل بی پناه شد آغاز بگو که عاطفه یعنی نگاه من یا تو ؟ که عشق و عاطفه با یک نگاه شد آغاز وز گل خوشبوی بهار ، بار و بری داشتی حال که از این دل دیوانه جدا می شوی کاش که یک عاشق دیوانه تری داشتی ای که شکفتی چو گل سرخ ، به باغ دلم کاش غم بلبل خونین جگری داشتی کاش تو ای عامل تسکین دل عاشقان از دل شوریده ی ماهم خبری داشتی کاش تو ای راکب تنهای بیابان عشق در سفر آخرتت همسفری داشتی
گدایان بهر روزی طفل خود را کور میخواهند
طبیبان دائما مخلوق را رنجور می خواهند ![]()
همیشه مرده شویان راضی اند برمردن مردم ![]()
بنازم مطربان را،خلق را مسرور میخواهند ![]()
باورش سخته میدونم
ناله از مظلومی زهرای اطهر می زند
هر سینه که دوستدار زهراست
آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها
در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس
عالم همه وامدار زهراست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسیری ز زهرا و علیست
به یاد غربت زهرا شبی بهانه گرفت
شبانه بغض گلوگیر من کنار بقیع
سراغ مدفن پنهان و بی نشانه گرفت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |






